اعلامیه
اعلامیه
اگه یه وقت دلتون خواست کارمنی که باهاش حرف می زنم رو بشناسین، کلمه ی زیر رو گوگل کنین. یه اجرا از کارمن اثر ژرژ بیزه هست که قهرمانان بی بدیل پاتیناژ روی یخ اجراش کردن. اینجوری میدونین دارم با کی حرف میزنم. ولی اگه یه وقت سر در نیاوردین دلیلش اینه که من و کارمن از بیست و یکی دوسالگی با هم درگیر بودیم در حد دشمن خونی. بعد رفیق شدیم جانی. قتل می کنیم پشت سر هم مثل آب خوردن. زن های مفلوکی که درون من هستن رو دونه دونه زیر خاک می کنیم... خیلی وقته.
اما کلمه ی زیر:
Carmen on ice, Katarina Witt
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۴ ساعت 12:53 AM توسط کارمن
|
مثل یه توده سلول بنیادین، هر آن در صنعت چیزی ام، تا دم دیگر نوبت به چه افتد