حین تماشای ایمیلی حاوی چند عکس ا.ر.و.تیک که درست قبل از آن ایمیلی خوانده بودم با مضمون "۱۰ اندیشه که دنیا را تکان دادند"، از خود پرسیدم آیا اندیشه، سرآغاز آنتروپی* نظام تولید مثل نوع بشر نبود؟
شنیده ایم که فکر کردن سخت ترین کار دنیاست. آیا انسان در همدستی با بی نظمی خلقت انسانی ش در اقدامی نا به خویش اندیشیدن آغازید و به چیزی بجز تولید مثل مشغول شد که آنتی تز قوی ترین غریزه ی بشری باشد؟ آیا شهوت و اندیشه مثل نور و تاریکی در امتداد هم، متضاد هم و لازم و ملزوم هم اند؟
همینقدر می دانم که هروقت اندیشه بهم بریزد و خلاصه کم بیاورد، درونمان از یکه تازی شهوت به آشوب کشانده می شود.
اندیشه کی آغاز شد؟ شهوت چیست و حاصل اعمال قدرت چه نظامی است؟ چرا اینقدر قوی است؟ آیا ما انسانها موجوداتی همچون جلبک با قابلیت بالقوه ی تولید مثل نیستیم که ناخلف از آب درآمده و بجای تکرار تولید خویشتن به چرایی و چیستی و کیستی افتاده است؟
آیا همه ی خلقت از آنتروپی یک تک سلولی نظام مند که یاغی شده بود آغاز نشده است؟