متقاعد کردن دیگران کار خنده داریه. در واقع این خوی سلطه گر انسانه که ارضا میشه از اثبات حقانیت.
خیلی از دست خودم عصبانی میشم وقتی به خودم میام و می بینم دارم یکی رو متقاعد می کنم. تفکر هر کس نشات گرفته از خاطرات و ضد خاطرات، تجربیات و ضد تجربه، آموخته ها و ضد آموخته های اوست و نه کس دیگر. یک وقتهایی هم که تفکرمان با کسی همدل و همسو می شود، از سر تشابهات ست و اگر پوپری نگاه کنیم، تشابهاتی که تناقضات شان هنوز در نیامده است.
***
این کامنت من بود در حاشیه ی پست اخیر کرکس پیر
کامنتدونی ش گیج می زد، منم بی کم و بیش یه پست ازش ساختم.