تبليغاتX
Carmen
کولی از قبیله گسیخته

 

چقدر دلم می خواهد مطلبی بنویسم اما حرفی به ذهنم نمی آید.  شادم و دلتنگ، و بهای همه ی این شادی ست آن دلتنگی.

من شجاعت پرداختن بهایی به سنگینی دلتنگی ابدی برای عزیزترین کس خودم را داشتم.  ناچار نبودم، خود برگزیدم این دلتنگی را.

شادم به راستی و دلتنگم به تمامی و این رسم من شد وقتی که دیگر نخواستم همه ی آنچه که بودم را در قالب زنی با هویت مجازی که کارمن نام داشت بریزم.  مدت هاست که قرار میان خود و کارمن را شکسته ام.  کارمن نمرد، کارمن مرا از نو زاد و مثل اولین پتوی نوزادی مرا در خود پیچاند تا ببالم.  یک نام و این همه برکت؟

گفته بودم پیش از این که شخصیت کارمن آن دخترک کولی سرزمین ماتادورها چگونه مرا از قید حصارهای خوب و بد رهانید و خود بودن را به من آموخت.  من هنوز همان انسانم با همان وسواس سر هر خوب و بدی.  اما شهامت یافته ام خود را پای هر نیک و بدی زنده به گور نکنم.  جسارت کردم به بازی حیات و مرگ به قیمت ذلت نکشیدن.  مردم و زنده شدم و باز مردم و باز... که این رسم رشد و بلوغ بود.

شما که مرا خواندید شما که مرا فهمیدید و شما که به من فکر کردید، کارمن یک جنین بود در بطن من، گویی طفلی نامشروع که از به دنیا آمدنش هراس جان و نام داشته باشی، یک نام مستعار برای زنی که می ترسید خودش باشد اما اکنون می خواهد به هر بهایی شده خودش بماند.

کارمن عروسک پشت پرده ی من بود.  کارمن مرا کشت.  عروسکم مرد تا خود کارمن باشم.

سلام کارمن؛

سلام ای خویشتن بازیافته؛

سلام ای زنی که بت خیال نپرستیدی و به بهای دلتنگی ابدی به خویشتن خویش مومن ماندی؛

 

کارمن به شما سلام می کند. 

 

 

 

+  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 4:54 PM  ؛  کارمن  | 

دوباره سرودهای انقلابی در سرم غوغا می کنند.  سال پنجاه و هفت، کودکی هفت هشت ساله بودم، امروز در حوالی چهل سالگی هم شور و سوز آن سروده ها را تا مغز استخوان حس می کنم و از عمق سینه فریاد.

خوشحالم که بیدارم.  بجای همه ی آن هایی که خاموشند و یا خاموش شان کرده اند.

برادر نوجوونه

برادر غرق خونه

برادر کاکلش آتشفشونه

خوشحالم که بیدارم و در راه.  امروز حس می کنم پای بندی به سوگند لاله ی در خون خفته را، یا حتی همدلی همه ی گروه های چپ و راست و مذهبی برای سرنگونی شاهنشاهی را.  این بار هم اگر نیاموزیم همراهی و تحمل آرای یکدیگر را و پس از پیروزی به برائت از دیگران اقتناع کنیم، چیزی به تاریخ این مرز و بوم نیفزوده ایم.

همه به پیش

به یک صدا

جاویدان ایران عزیز ما.

+  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 11:47 AM  ؛  کارمن  |