تبليغاتX
Carmen
کولی از قبیله گسیخته

زنگ زده بودم از فریبا، دوست و همکارم، نحوه ی تفت دادن سبزی قورمه را یاد بگیرم.  هانیه که دست بر قضا دختر فریبا هم هست، گوشی رو برداشت و گفت مامان خونه نیست.  ما هم که هرگز ناامیدی در کارمون نیست از خود هانیه پرسیدیم که اطلاعات آشپزی ش در حد خودمونه.  هانی جون سبزی قورمه سبزی رو  چه جوری سرخ می کنن؟

هانی مطابق انتظار همون اول آب پاکی رو ریخت رو دستمون.  من که می دونی از این کارا نکردم تا حال ولی می دونم مامان یه مدت زیادی سبزی رو بدون روغن توی ظرف دربسته تفت میده.  گفتم پس شعله ش باید کم باشه.  گفت آره، آب سبزی که کاملا تبخیر شد تازه روغن می ریزه و سبزی رو حسابی سرخ می کنه.

گفتم هانی جون دقت کردی ما در غذای اصیل ایرانی قورمه سبزی اول به زور آب سبزی رو ازش می گیریم بعد توی روغن سرخ سرخش می کنیم تا سبزی به سیاهی بزنه اونوقت تازه توش آب می ریزیم و شعله رو کم می کنیم که اونقدر سبزی توش بجوشه تا آب خورش کاملا از دست بره و جابیفته؟ 

این سیستم ایرانی لذت بردنه.  برای رسوندن یه چیزی به حد سلیقه ی خودمون اونقدر روش فعل و انفعالات انجام می دیم که از ماهیت اصلی ش هیچی نمی مونه، اما حاضر نیستیم به سلیقه ی خودمون رویژن بزنیم، درست همون کاری که با مشروطیت، جمهوریت، روشنفکری، مدرنیته و... کردیم.

+  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 9:42 AM  ؛  کارمن  | 

 

پای سینک ظرفشویی مردد بودم به دور ریختن باقی مانده ی غذایی که دیشب یادم رفته بود توی یخچال بگذارم و اتفاقا بوی خرابی هم نمی داد.  اما بالاخره ظرف را یک بری کردم و... در همان حال به سوراخهای مجرای سینک نظر دوختم و اندیشیدم به حال مجرایی که به فاضلاب ختم می شود چه تفاوتی دارد که آب زعفران اعلا به حلق ش بریزی یا ته مانده ی چای. 

وقتی به کسی خوبی می کنی که فیلتر قدرشناسی ندارد، گویی گلی به جمال سوراخ سینک ظرفشویی زده ای.

+  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 7:59 PM  ؛  کارمن 

 

البته که هر انسانی مرکز جهان است اما بعضی ها چنان به خود ختم شده اند که در مرکز دنیا فرو رفته اند.

 

 

راستی، نوروزتان مبارک

+  دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 11:42 PM  ؛  کارمن